سیدحمیدرضا حسینیدانشور | شهرآرانیوز؛ زیارت اربعین در منطق معارف شیعه نهفقط یک حرکت عاطفی و آیین جمعی، بلکه نشانهای از ایمان ولایی، حفظ هویت حسینی و اعلام وفاداری به خط امامت است. اما همین شعائر بزرگ، وقتی در متن زندگی امروز قرار میگیرد، یک پرسش مهم را پیش میکشد: در شرایطی که وظایف دیگری نیز به دوش ماست و تردید در رفتن و ماندن داریم، چه کنیم؟
این متن میکوشد با تکیه بر حدیث امام حسنعسکری (ع)، بهعنوان سند محکم زیارت اربعین و بررسی شرایط صدور آن و برخی قواعد روشن فقهی و عقلایی، نشان دهد که اربعین، هم مدرسه عشق است و هم مدرسه تشخیص تکلیف. در این نگاه، ارزش زیارت اربعین محفوظ است، اما نه به بهای غفلت از مسئولیتهای قطعی امروز؛ زیرا گاهی حضور مؤمنانه در صحنه جامعه، خود معنای دیگری از نصرت اهلبیت (ع) است.
زیارت اربعین در کلام امام حسن عسکری (ع) فقط یک عمل مستحب ساده نیست، بلکه از بزرگترین شعائر حسینی و از نشانههای هویت مؤمنانه، معرفی شده است.
اینکه حضرت فرمود: «علامات المؤمن خمس: صلاه إحدى وخمسین، و زیاره الأربعین، و التختّم بالیمین، و تعفیر الجبین، و الجهر ببسماللهالرحمنالرحیم: نشانههای مؤمن پنج چیز است: بهجاآوردن ۵۱رکعت نماز، خواندن زیارت اربعین، انگشتر به دست راست کردن، پیشانی بر خاک نهادن و بلند گفتن بسماللهالرحمنالرحیم»، نشان میدهد که اربعین صرفا یک سفر زیارتی نیست، بلکه به هویت دینی و اجتماعی مؤمن، گره خورده است، از همینرو اربعین در فرهنگ شیعه به یک نماد زنده از عشق به امامحسین (ع)، پیوند با امامت و وفاداری به جبهه حق، تبدیل شده است؛ نمادی که باید معنای آن را فهمید، نه آنکه فقط تکرارش کرد.
اهمیت این حدیث وقتی روشنتر میشود که فضای صدور آن را ببینیم. امام حسن عسکری (ع) در دورهای این زیارت را برجسته کردند که نهتنها در قدرت سیاسی نبودند، بلکه در سامرا زیر مراقبت شدید خلافت عباسی زندگی میکردند. پیشتر نیز، بهویژه در زمان متوکل عباسی، فشار بر زیارت قبر امامحسین (ع) بسیار سنگین بود؛ از تخریب قبر و منع زائران گرفته تا تهدید، جریمه و کنترل مسیر کربلا.
طبیعتا در چنین وضعی، تأکید بر «زیارت اربعین» نمیتواند صرفا یک توصیه احساسی باشد. این تأکید، راهی برای زنده نگهداشتن یاد عاشورا، حفظ هویت شیعی، اعلام وفاداری به امامت و مقاومت فرهنگی دربرابر دشمن است، پس، اربعین از آغاز، درکنار بعد معنوی، یک پیام اجتماعی و تمدنی نیز داشته است.
از دل همین زمینه تاریخی، میتوان فهمید که اربعین فقط «رفتن» نیست؛ «ایستادن» هم هست. زیارت اربعین، درواقع، تداوم پیام عاشوراست: اینکه مؤمن نباید اجازه دهد یاد امامحسین (ع) در فشارهای سیاسی، فرهنگی یا رسانهای فراموش شود. در این نگاه، زائر اربعین فقط یک مسافر نیست، بلکه حامل یک پیام است. او با قدمهایش میگوید که حقیقت کربلا زنده است و جبهه حق، خاموش نشده است.
از اینرو، راهپیمایی اربعین را میتوان یکی از جلوههای مقاومت نرم مؤمنانه دانست؛ مقاومتی که هم عاطفه دارد، هم معرفت، هم هویت. اما همین معنا، ما را به یک نکته مهم میرساند: اگر اربعین برای زنده نگه داشتن پیام حسین (ع) است، پس هرجا که حفظ آن پیام در گرو مسئولیت دیگری باشد، باید با همان منطق حسینی تصمیم گرفت.
براساس همین تأکیدها و توصیهها، زیارت اربعین چنان در فرهنگ و مناسک شیعه در سراسر دنیا جاری شد که با آنکه همهساله در ایام میانی ماه صفر، خیل دلدادگان مکتب حسینی، سختیهای راه را به جان میخرند و به شوق زیارت سیدالشهدا (ع) به دل جاده میزنند تا بیعت خود را با امامشان تجدید کنند، در سالهای اخیر، کسانی که این توفیق را پیدا نکرده بودند، خود را «جامانده» خطاب میکردند و برای تسلای دل بیقرار خود و همراهی و همنوایی با آن کاروان، برنامهها و حرکات نمادینی را شکل دادهاند.
اما آیا این، واقعا «جاماندن» است؟ آیا همیشه جاماندن و به آن زیارت نرسیدن، خسران است؟ اصلا آیا همیشه باید رفت یا گاهی ماندن و انجام وظیفهای دیگر، خود لبیک به حسین (ع) است؟
اربعین، مدرسه تشخیص تکلیف است، نهصرفا دعوت به حرکت در یک مسیر، بنابراین اگر در شرایطی، این زیارت با وظیفهای قطعی و مهمتر تزاحم پیدا کند، باید به شکل دیگری فهمیده شود؛ خصوصا آنکه در فقه و عقل دینی، هر مستحبی در همه شرایط اولویت ندارد.
براساس برخی قواعد مسلم فقهی و نیز تصریح برخی استفتائات، در مواقعی مثل خطر جدی برای جان یا امنیت زائر، احتمال ضرر قابلتوجه به دیگران، ترک واجبهای الزامآور، ترس از فتنه و درگیری یا حتی غفلت از محتوای اصلی زیارت، توصیه عمومی به سفر مستحب، میتواند مقید و مشروط شود. در چنین موقعیتهایی، ماندن و انجام وظیفه، نه بیتوفیقی است و نه عقبماندن از یاد امامحسین (ع)، بلکه گاهی همان «لبیک یاحسین (ع)» به زبان حفظ نظم و امنیت و آرامش و انسجام جامعه، ترجمه میشود.
مرور حدیث امام حسن عسکری (ع) و شرایط صدور آن، ما را متوجه این نکته میکند که امروز، که پس از ترور ناجوانمردانه آقای شهید ایران، جامعه اسلامی در شرایط تهدید، جنگ و آشوب داخلی یا طراحی دشمن برای برهم زدن امنیت و تسلط بر فضای عمومی کشور قرار گرفته است و رهبر رشیدمان بر ضرورت استمرار حضور میدانی «ملت مبعوث» تأکید میکنند، ماندن و پاسداری از آرامش، امنیت و انسجام جامعه و ترجیح آن بر زیارت اربعین، حرکت در همان مسیر است.
اگر پذیرفتیم که یکی از کارکردهای مهم زیارت اربعین، حفظ هویت شیعی، زنده نگهداشتن حقیقت عاشورا و نوعی مقاومت دربرابر دشمن است، چگونه میتوان کسی را که با اخلاص و بصیرت، نرفتن را برگزیده و به نیت انجام وظیفه از این سفر بازمانده است، جامانده از کاروان سیدالشهدا (ع) نامید؟
روشن است که این سخن به هیچوجه به معنای کماهمیت دانستن اربعین یا خداینکرده طعن و سرزنش زائران و کاستن از اجر عملشان نیست. سخن از تشخیص تکلیف است؛ تکلیفی که گاه با رفتن ادا میشود و گاه با ماندن و آنچه در این میانه مهم است، در جبهه و خیمه حسین (ع) بودن است.
این نگاه، اربعین را کوچک نمیکند، بلکه معنای آن را عمیقتر میسازد. در فرازی از زیارت اربعین میخوانیم: «وَ نُصْرَتِی لَکُمْ مُعَدَّه... فَمَعَکُمْ مَعَکُمْ لَا مَعَ عَدُوِّکُمْ: من آماده کمک به شما هستم... با شما هستم؛ با شما، نه با دشمن شما!» این جمله، روح اربعین است؛ آمادگی برای نصرت، بنابراین باید گفت امسال برای برخی یا بسیاری از افراد، ماندن و حضور در صحنه داخلی، برای حفظ امنیت، تقویت روحیه عمومی و ناکام گذاشتن طراحی دشمن، مصداق عملیتر «لبیک یاحسین (ع)» است و این، نه ترک فرهنگ اربعین، بلکه فهم درستتر از پیام اربعین است.
البته این سخن به معنای تعطیل زیارت نیست؛ خصوصا آنکه امسال، الفت ویژهای بین دو ملت ایران و عراق برقرار شد و دنیا شاهد «جلوهای تمامعیار از همدلی و اخوت و هممرامی بین این دو ملت» بود و طبیعتا حضور در آن سرزمین، میتواند به صدور پیام مقاومت کمک کند.
بنابراین، هرکه شرایطش را دارد و میتواند در هر دو میدان نقشآفرین باشد، مسئولیتی مضاعف دارد و لازم است عدهای درکنار استمرار حضور فعال خیابانی در حراست از ایران عزیز، خود را برای حضور مؤثر در میدان «کنگره عظیم اربعین» نیز آماده کنند؛ به هر نحوی میتوانند، در کوتاهترین زمان، خود را به خیل زائران برسانند، تجدیدبیعت کنند و پس از دعا و زیارت از طرف عموم ملت مبعوث، رزمندگان غیور جبهه مقاومت و بهویژه مردم صبور خطه جنوب، بلافاصله برگردند.
زیارت اربعین از برترین شعائر حسینی است، اما ارزش آن زمانی کامل میشود که با فهم تکلیف همراه باشد. اربعین، هم دعوت به عشق است و هم دعوت به بصیرت، هم راه کربلاست و هم راه شناخت مسئولیت، پس گاهی رفتن، خدمت است و گاهی ماندن؛ و مهم این است که انسان در هر دو حالت، با حسین (ع) بماند.
أللّهُمَّ ارْزُقْنا شَفاعَه الْحُسَیْنِ یَومَ الْوُرود!